به یاد خانه ...
به یاد داستان پادشاه مادربزرگ ...
سرم را سرسري متراش اي استادسلماني
که من هم ازبراي خود سري دارم وساماني

کاش توی این دنیایی که دیگه جایی واسه گوش دادن به حرف های ناب و زلال بزرگتر ها نمونده و گوش آدما پره از هیاهوی شهر ، کمی به خودمون و داشته های امروزمون که ممکنه فردا نباشن فکر کنیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط حسین صدری
|